غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
454
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اتفاق افتاد و در يكشنبه غره شعبان مزاج اشراف را از نهج اعتدال انحراف دست داد و تا يكشنبه منتصف ماه مذكور مرض امتداد يافته در شب براة بيمن مداواء اطباء مسيحا نفس بلكه بمحض عنايت حكيم شفابخش تعالى و تقدس برات صحت از ديوان ( و اذا مرضت فهو يشفين ) كرامت شد و روز شنبهء ششم ماه مبارك رمضان از منزل جوى زر كه داخل ولايت بخاراست و در اوقات مرض آنجا توقف اتفاق افتاده بود پادشاه عالى گهر كوچ فرمود و جنود فتح و فيروزى همعنان عساكر سعادت و اقبال ملازم موكب نصرتنشان بيت سعادت را سر اقبال خادم * جنود فتح و فيروزى ملازم و اعلام ظفر اعلام از آب آمويه عبور نموده و منازل و مراحل قطع فرموده روز دوشنبه بيستم شوال حوالى استرآباد معسكر اقبال مآل گشت و در همان روز مرتضى ممالك اسلام سيد بركه كه پيش ازين برسم رسالة نزد اولاد سيد قوام الدين رفته بود باز آمده سيد غياث الدين ولد سيد كمال الدين را ببارگاه جهان پناه رسانيد و چون سيد كمال الدين خود از ملازمت تقاعد نموده بود آتش غضب امير تيمور گوركان اشتعال يافته به مازندران شتافت و چنانچه مذكور شد قلعهء ماهانه سر را كه در چهار فرسخى آمل است و محل تحصن اولاد سيد قوام الدين بود گرفته سادات را بماوراء النهر فرستاد آنگاه عنان عزيمت بجانب جرجان تافته در بيستم محرم الحرام سنهء خمس و تسعين و سبعمائه منزل شماسان از فر نزول صاحبقران كامران غيرت افضاى ساحت آسمان شد و ايالت سارى را بجمشيد قارن مفوض گردانيد و آمل را باسكندر شيخى ولد افراسياب جلابى مسلم داشت و در روز پنجشنبه بيست و چهارم صفر از آنجا كوچ فرمود و از راه دامغان و سمنان برى رفت و حكم همايون شرف نفاذ يافت كه شاهزادگان عاليمكان اميرزاده محمد سلطان و اميرزاده پيرمحمد ابناء اميرزاده جهانگير سپاه منغلاى را سركرده پيشتر بعراق روند و ايشان بقزوين و سلطانيه رفته و گلزار آن مملكت را از خار طغيان مفسدان پاك ساخته و از سلطانيه بكردستان شتافتند و بدفع شر قطاع الطريق آن كوهستان قيام نموده در بعضى از آنمواضع شيخ على بهادر بضرب كارد كردى كه قجزچى بود از عالم رحلت فرمود و شاهزادگان را بامير ابراهيم شاه كه حاكم كردستان بود صورت مصالحه روى نموده عنان يكران بملازمت حضرت صاحبقران انعطاف دادند در خلال اين احوال پادشاه ستوده خصال شنود كه ملك عز الدين والى لرستان حقوق را بعقوق مبدل ساخته در وادى مخالفت سلوك مينمايد بنابر آن بنفس همايون متوجه دفع او گشت و بعد از نزول در خرم آباد خبر آمد كه ملك عز الدين دست از ملك و مال بازداشته روى بصوب گريز نهاد و آنحضرت از لرستان لشكر بششتر كشيده در روز چهار شنبه بيستم ربيع الاخر سنهء مذكوره از آب چهار دانك عبور نمود و به ظاهر شهر در ميان نخلستان فرود آمد و اميرزاده محمد سلطان و اميرزاده پير محمد با لشگر منغلاى در آن منزل بموكب همايون پيوستند آنگاه پادشاه عاليجاه بصوب شيراز خراميد و بموجبى كه در جزو ثانى ازين مجلد مذكور شد شاه منصور را مغلوب بلكه مقتول گردانيد مقارن نصرت و اعزاز بشيراز رفت و تمامى حكام آل مظفر در آن بلده بملازمت مبادرت نموده بعد از چند روز مواخذ گشتند و حكومت شيراز تعلق باميرزاده عمر شيخ گرفته لواء كشورگشا در روز جمعه 27 جمادى